تپلک برگ گلک
امروز رفتم اردو جا تون خالی بود. خیلی کیف داد. راستی شما خبر داشتیت من میرم به اردو .واستین فکر کنم . آ ره دیروز توی وبلا گم بهتون گفته بودم. شاید شما بدا نید که به کجا رفتم وچیکار کر دم . ( رفتیم سینمای کانون پر ورش فکری . شا ید فیلم ها یی که من می گویم.پیشنهاد 50ملیاردی - یکی کم است . اولی خیلی قشنگ بو د اما دومی نه من دیگر باید برم .مامان الآن مییاد ومیگه ملیکا............ملیکا.......... .
سلام به شما .امروز از خا نه براتون بگم . اموز من کمی د یر رسیدم .اما امروز بر خلاف روز های د یگه سفره پهن بود . من تعجب! کردم .چون همیشه من سفره را پهن میکنم. مسله اینکه مامان وبابا خیلی گرسنه بودند. حتی ناهار هم اورده بو د ند . ( بگم ناهار چی بود : پلو با گوشت.) خیلی خیلی چسبید .
من خیلی خوش حالم چون می روم :به اردو . ( بابای )
امروز در مد ر سه کار های خیلی زیادی انجام دادیم.1 ( امروز نماز داشتیم.) 2(دینی وعلوم داشتیم) من درس دینی واجتماعی وعلوم را خیلی دوست دارم. امروز کلمه ترکیب هم پرسیدند . ( اشغال: زباله.)
همه برایم کف محکمی زدند.
خانم به عنوان جایزه به من برگه ی اردو داد .
با سلام مجدد ( امروز براتون از مدرسه می گم.) امروز کارنامه ی نوبت اول را بدهن. من خیلی خوش حال هستم.
امید وارم نمرهی 20بگیرم. ( نمری انهارا گفته اند) من امروز شادمان هستم
سلام به شماهایی که دارید وبلاگ من را می خوا نید ( می خواهم براتون قصه بگم) امروز ورزش و نقاشی داشتیم . زنگ نقاشی
که معلمش خانم عظیمی است ( رفتیم پیش عمو برقی) چیز های خیلی زیادی یادگرفتم.
ازمن سوال کردن ( سوخت نیروگاها چیست) (من گفتم گاز- مازوت.
بهم جایزه هم دادن یک دفتر مشق.
پا یان 5/12/2008-1386
9